بابه قِران هنرمند آواره و درویشی از ولسوالی خلم (تاشقرغان) بود . نام اصلی ‌اش عبدالغفار  فرزند سلطان بود . او در سال ۱۲۸۹ خورشیدی در گذر ده حسن ولسوالی تاشقرغان ولایت سمنگان پا به جهان هستی گذاشت . بابه قِران از آوان کودکی به خواندن آهنگ ‌های محلی آغاز نمود .  در سن دوازده سالگی نزد مرحوم محمد حکیم تنبور نواز به نواختن دنبوره پرداخت .

او پس از سال‌ ها توانست پول ناچیز را جمع کند تا اینکه توانست دنبوره‌ای برای خود خریداری کند . در ولسوالی تاشقرغان به جز بابه قِران کسی دیگری نبود که در محافل خوشی آهنگ بسراید . مردم او را به این خاطر بابه قِران می‌گفتند که او پس از ساعت‌ ها آواز خوانی مبلغ یک قِران که با آن نیمِ یک قرص نان می ‌شد بدست می‌آورد . زندگی او خیلی به زحمت پیش می ‌رفت . پس از سال‌ ها تجربه ، او به سرودن شعر و آهنگ‌ های جدید و دلنشین پرداخت . آهسته آهسته شهرت وی تا مزار شریف رسید . در مزار شریف مردم از کمپوز و شعر های وی به مشاعره می‌پرداختند . شعر های بابه قِران را بنام شیر و شکر و آهنگ ‌های او را به نام قطغنی یاد می‌کنند .

بابه قِران توانست در سالهای دهۀ ۱۳۶۰ یک گروه محلی را با شرکت بنگیچه زیر بغلی‌نواز و نورمحمد غیچک ‌نواز بسازد. در دوران واپسین عمر او ، رادیو تلویزیون افغانستان توانست چند پارچه دنبوره و آهنگ از او ثبت کند . او در برج قوس سال ۱۳۶۷ به همان غربت در گذشت . او ازدواج نکرده و از او کدام اولاد باقی نمانده‌ است . پس از اینکه طالبان از صحنۀ سیاست خارج شدند و افغانستان دارای چندین شبکه تلویزیونی ، رادیویی و سایر رسانه‌ های گروهی شد ، هنرمندان خارج از افغانستان آهنگ ‌های بابه قِران را با موسیقی مدرن سرودند که آهنگ های وی امروز در افغانستان ، تاجیکستان و ایران بر سر زبان‌ هاست .

·         آهنگ دخترک مزاری ، با آواز ولی

·         آهنگ بیا بیا جانانه زودتر برآی از خانه ، با آواز ولی

·         آهنگ شیر و شکر از دور مینمایی خنده کرده میایی ، نقشت کشم به دیوار ، ظالم جان از کجایی ، با آواز وحید قاسمی

·         آهنگ ناله فریاد من ناله بیداد من ، با آواز نازیه اقبال ، آوازخوان پاکستانی و . . . .

منبع

روزنامه بیدار ، شماره  ۵  ،  سال  ۱۳۶۸  ، مزار شریف

خُلم (تاشقرغان) در درازنای تاریخ ، نوشته قاضی عبدالحی تاشقرغانی ، به همکاری انجنیر فضل‌احمد طغیان ، چاپ اول ،

خُلم چاپ اول ، مورخ  ۱۳۸۷ ، مطبعه اسد دانش ، کابل ، صفحات ۱۶۴ و ۱۶۵