نگرشی بر زندگانی، آثار و اندیشه های امیر علیشیر نوایی، محمد عالم لبیب
در تاریخ ادبیات و فرهنگ هر ملّتی گاهی چنان شخصیتهای بی همال و بزرگی وجود می داشته باشند که بدون یاد کرد از نام و کارنامه های آنان در واقع نمی توان سخن از همان فرهنگ و ادبیات به میان آورد. چه، هنگام سخن گفتن از آن فرهنگ یا این ادبیات، پیش از همه، نام آن شخصیت هاست که بر زبان جاری میشود و قامت بر افراشته و پرغرور آنهاست که در نظر تجسم یافته، به دیده پدیدار میگردد.
بدون تردید، امیرکبیر نظام الدین میر علی شیر نوایی فانی از زمرۀ آن گونه سیما های کم نظیر و بسیار برازنده یی است که چنان سیمرغی باعظمت برچکاد قاف فرهنگ و ادبیات ملت های ترک و ادبیات جهان تکیه زده است.
امیر علی شیر نوایی شخصیتی است کثیرالابعاد که دربارۀ هر بُعد شخصیت او می توان کتابها نوشت. او، پیش از هر چیز، اندیشهگری ژرف نگر، دانشمندی متبحر، نویسنده و شاعری بزرگ و نکته سنجی که مکتب نوینی را در شعر و ادب تُرکی بنیاد گذاشته است، می باشد. در عین زمان، او دولتمرد و سیاستمدار مدبّر، رجل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی سترگی است که در روزگار خود، دورۀ رنسانس شرق، مصدر خدمات بزرگی در پدید آمدن تمدن جدید، رشد، اشاعه و گسترش دانش و فرهنگ و هنر و معارف در خراسان و در مجموع، در مشرق زمین گردیده است و هم با آفرینش آثار گرانبها و فنا ناپذیر ادبی سهم بس بارز و بسزایی در انکشاف و بالنده گی شعر و ادبیات، به ویژه زبان و ادبیات و فرهنگ مردمان تُرکی زبان ادا نموده است. نقش نوایی را در انکشاف و گسترش شعر و ادبیات تُرکی می توان با نقش رودکی و فردوسی در شعر فارسی دری و دانته در احیای ادبیات ایتالیایی همسنگ و همسان دانست. نوایی مانند نظامی، امیر خسرو دهلوی- بلخی، سعدی، حافظ و دیگر شاعران بزرگ فارسی گوی که ارکان اساسی ادبیات دری را می سازند، با داشتن تألیفات و آثار فراوان و گونه- گون در نظم و نثر زبان تُرکی موسوم به چغتایی (اوزبیکی قدیم) مقام بس والا و ارجمندی در فرهنگ و ادبیات مردمان تُرکی زبان دارد. افزون بر آن، او با اشعار ناب خود به زبان فارسی دری که شامل قصاید غرا، غزلیات شیوا، قطعات بکر و بدیع و رباعیات نغز و دلانگیز می باشد، مقام شامخی در تاریخ ادبیات دری نیز دارد و یکی از اعاظم این فرهنگ بارورگشن بیخ نیز به شمار می رود.
اگرچه پژوهش راجع به روزگار زندهگانی، آثار گرانبها، احوال و افکار این ابرمرد ادب و فرهنگ و سیاست هنوز از هنگام حیات پربارش آغاز گردیده، تا امروز در غرب و شرق کتب، رسایل و مقالات فراوانی نوشته شده اند، باز هم سخن گفتن دربارۀ ابعاد گوناگون شخصیت امیر کبیر میر علی شیر نوایی فانی، آن هم در ضمن مقالتی کوتاه کاریست بس دشوار. باری؛
آب دریــا را اگــر نتـوان کـشید هم به قدر تشنگی باید چشید
در این نوشته کوشش به عمل آمده تا در باب زندهگی، آثار، افکار و اندیشه های این بزرگمرد پهنۀ دانش، فرهنگ و ادب به گونۀ مؤجز و فشرده سخن گفته آید.
امیر کبیر نظام الدین میر علی شیر نوایی، فرزند محمد غیاث الدین ملقب به کیچکینه بهادر، یکی از امرای والا مقام عهد میرزا ابوالقاسم بابر پسر میرزا بایسنغر بن سلطان شاهرخ میرزا بن امیر تیمور کورهگان (سالهای حکمروایی 1452- 1457 میلادی) به تاریخ 17 رمضان 844 هجری قمری (مطابق 9 فبروی 1441 میلادی) در شهر هرات دیده به دنیا گشود. علی شیر ایام کودکی را در مصاحبت با سلطان حسین میرزا بایقرا (842- 906ﻫ ق) گذرانیده، هر دو همدرس و شاگرد یک مکتب بودند. دوران شاگردی علی شیر در هرات آن قدر طول نمیکشد، با درگذشت میرزا شاهرخ در سال 1447 میلادی که بی نظمی در دستگاه سلطنتی هرات به وجود می آید، پدر علی شیر با خانوادۀ خود و گروهی از همراهان راه عراق عجم را در پیش می گیرد و مدتی در شهر های یزد و شیراز اقامت می گزیند. در شهر یزد علی شیر خُرد سال که هنوز در ششمین بهار عمر خود قرار داشت، با مؤرخ و دانشمند بزرگ آن روزگار، شرف الدین علی یزدی، ملاقات نموده با دادن پاسخ های معقول به پرسش های او مورد تحسین و دعای نیک موصوف قرار می گیرد. این رخداد خاطره انگیز در کودکی نوایی، بدون تردید تأثیر بارزی در شکل گیری شخصیت و بالنده گی استعداد و قریحت فوق العادۀ او بجا گذاشته، می توان گفت که شباهت کامل به دیدار مولانا جلال الدین محمّد خرد سال با شیخ فرید الدین عطار و تحقق پذیری بشارت های داهیانۀ آن شیخ بزرگوار در مورد مولانا دارد.
پس از گذشت پنج سال (در 1452م) که حکومت خراسان تحت فرمان میرزا ابوالقاسم بابر پسر بایسنقر میرزا نواسۀ شاﻫرخ میرزا قرار می گیرد، در دارالسلطنۀ هرات و اکناف آن امنیت و آرامی حکمفرما میگردد. با استفاده از فرصت، کیچکینه بهادر (لقب پدر علیشیر نوایی) نیز با خانواده اش به وطن مألوف آبایی خود بر می گردد. علی شیر که به یاری والدینش در دوران مهاجرت و مسافرت نیز از آموزش و اندوختن دانش لحظهیی فرو گذار نکرده بود، پس از بازگشت به هرات نیز تحصیل خود را یکحا با برادر رضاعی و دوستش میرزا حسین بایقرا ادامه می دهد. اما دیری نمی گذرد که علی شیر مهربانترین غمخوار زندهگی و متکای بزرگ خود، پدرش را از دست می دهد. پس از آن تحت حمایت مستقیم ابوالقاسم بابر، یکجا با حسین بایقرا در هرات و گاهی در مشهد به آموزش و فراگیری دانش مشغول می گردد.
ابوالقاسم بابر که علی شیر را فرزند خود خوانده بود، در زمینۀ آموزش و پرورش او از هیچ نوع مساعدت فروگذار نمیکند، ولی او نیز در سال 861 ﻫ ق. (مطابق 1457م) وفات می یابد.
امیر علی شیر پس از درگذشت ابوالقاسم بابر، از سال 861 تا 873 ﻫ ق (1457- 1469 میلادی) در مشهد و بعداً در سمرقند به تحصیل خود ادامه میدهد. بعد از قتل سلطان ابوسعید میرزا در سال 873 ق.(1469م) سلطان حسین میرزا بایقرا برتخت سلطنت خراسان در هرات جلوس می کند و به دعوت او، علیشیر نوایی که آن زمان در سمرقند به سر می برد، در بهار همان سال به هرات بر می گردد.
علیشیر نوایی نخست وظیفۀ مُهرداری در امارت دیوان خاص سلطان را به عهده گرفته بعداً به عضویت دیوان عالی امارت میرسد و نیز مقام «ایچیگی» یا ندیم سلطان را کسب می کند. اینکه امیر علی شیر نوایی به عنوان وزیر معروف شده است، در خور تأمل است. زیرا اصطلاح وزیر در آن روزگار به کاتبان و منشیان دربار اطلاق می شد، از این رو نمی توان نوایی را وزیر نامید. و در منابع معتبر نیز چنین ذکری از او نرفته است (4، 13). بدین گونه، حیات اجتماعی- سیاسی او آغاز می یابد. نوایی در این دورۀ درخشان زندهگی خویش، از یک سو به آفرینش آثار اصیل ادبی به زبان های تـُرکی اوزبیکی و فارسی دری مصرانه اشتغال می ورزد و از سوی دیگر، مسؤولیت بزرگ و افتخار آمیز تشویق، ترغیب، پرورش و حمایت اهل دانش، فرهنگ و هنر عصر را به دوش می کشد و بدین سان، یکی از مراحل حساس رنسانس شرق (دورۀ تیموریان هرات) را درکمال موفقیت رهبری مینماید (3، 12).
درخور یادکرد است که فعالیت ادبی علی شیر نوایی از همان سنین 15- 16 سالگی آغاز می یابد. او، در این مرحلۀ بارز زندهگی خود در شهر هرات با امیر الکلام مولانا لطفی هروی شاعر ذواللسانین که در شعر ترکی و فارسی زمان خویش سرآمد روزگار بود، ملاقات می کند، ستایش و تشویق او را نسبت به خود بر می انگیزد (2، 335)؛ سپس این فعالیت های ادبی او در سمرقند ادامه یافته در محیط ادبی آن دیار به حیث شاعر شناخته شده مورد اعتنا و احترام همگانی قرار می گیرد.
امیر علیشیر نوایی همزمان با فعالیت های اجتماعی- سیاسی خود در هرات که مرحلهیی حساس و تعیین کننده در زندهگی اوست، بیش از پیش، جوانان با استعداد و صاحب ذوق را با محبت و صمیمیت دستگیری می کند. این امیر علمپرور و دلباختۀ دانش و هنر، بیشترینۀ اوقات خود را صرف مطالعه و تحقیق، تألیف و تصنیف و یا صحبت و مباحثه با دانشمندان، ادبا، اهل فرهنگ و ظرفا صرف می کند ؛ به اعمار خانقاه ها، مدارس، شفاخانه ها، تسطیح راه ها، احداث پل ها، حفر جوی ها، کاریز ها، حوض ها و دیگر مؤسسات عام المنفعه توجه فراوان مبذول می دارد.
مناسبات نزدیک و دوستانۀ امیر علی شیر نوایی با شاعر و دانشمند بزرگ همروزگارش، مولانا نورالدین عبدالرحمان جامی، در رهبری جامعۀ ادبی و فرهنگی آن روزگار و ایجاد آثار ارزشمند علمی و ادبی از سوی آنها از اهمیت فراوان برخوردار است. در همۀ کار های انجام یافته به خاطر آبادی کشور و آسوده گی مردم، رشد و بالندهگی ادبیات و فرهنگ و دانش عبدالرحمان جامی استاد، پیر و دوست نزدیک میر علیشیر نوایی، یار و یاور او بوده است. بدین گونه، نوایی در 1470 میلادی به طریقت نقشبندیه که در آن زمان مولانا جامی وظیفۀ ارشاد آن را به عهده داشت، میپیوندد. در سال 1479 میلادی میر علی شیر نوایی مدتی به حکومت استرآباد منصوب می گردد و پس از چندی از آن استعفا داده گوشه نشینی اختیار میکند (2، 11). در این دوره او به تدوین و ترتیب آثار خویش همت می گمارد. با آنکه وظیفۀ رسـمی را در دولت سلطان حسین بایقرا عهده دار نمی شود، باز هم روابطش با سلطان و درباریانش را حفظ می کند، چنانکه تصمیمگیری در هیچ امر مهم بدون اشتراک و مشورۀ امیر علی شیر نوایی صورت نمی پذیرد. بدینگونه، تأثیر معنوی او در جامعه و دربار سلطنتی همچنان برجا می ماند.
امیر کبیر نظام الدین میر علی شیر نوایی عمر پُربار خود را در راه ایجاد آثار گرانبهای ادبی، خدمت به عمران و آبادی مملکت و رفاه مردم صرف نموده، سر انجام به تاریخ 12 جمادی الثانی سال 906 ﻫ ق. (3 جنوری 1501م) در شهر هرات چشم از جهان فرو بسته چهره در نقاب خاک می کشد. انّا لِلّه و انّا الیه راجعون.
از امیر علی شیر نوایی بیش از سی اثر ادبی و علمی برجا مانده که بیشتر آنها به زبان تُرکی چغتایی (اوزبیکی قدیم) است. مهمترین آنها : «خزاین المعانی» که مشتمل بر چهار دیوان اشعار غنایی شاعر به نام های «غرایب الصغر»، « نوادر الشباب»، «بدایع الوسط» و «فواید الکبر» می باشد که جمعاً بیش از 22450 بیت را در بر می گیرد.
در این دیوان ها بیشترینۀ اشعار را غزل تشکیل میدهد و قدرت غزلسرایی نوایی در آنها و نیز در دیوان فارسی او که به نام «دیوان فانی» مشهور است، به خوبی نمودار می گردد. «نوایی از عرصۀ محدود مضمون غزل که تا زمان او معمول بود و اغلب احساسات و عواطف شخصی شاعر را افاده می کرد، بالاتر رفت ؛ پدیده های زندهگی اجتماعی و تجارب حیاتی خویش را در آن شامل ساخت و غزل تُرکی اوزبیکی را به مدارج کاملاً نوین ارتقا داد و آن را از لحاظ مضمون و شکل غنا بخشید. با کاربرد کلمات شسته و لطیف و ایجاد ترکیب ها و اصطلاحات بدیع و استفاده از کلمات و اصطلاحات عربی و فارسی به شیوۀ استادانه قدرت افادۀ زبان را در تعبیر احساسات و تخیلات رقیق شاعرانه و وصف پدیده های زندهگی و طبیعت بالا برد ( 3، 11).
دومین اثر بزرگ و شاهکار فنا ناپذیر نوایی «خمسه»ی اوست که برای نخستین بار ادبیات تُرکی از چنین اثر بی نظیر بهره ور گردید. خمسۀ نوایی که به پیروی از سنت خمسه سرایی نظامی گنجوی، امیر خسرو دهلوی و دیگران در ادبیات فارسی دری سروده شده، اثری کاملاً بدیع و بکر می باشد. با آنکه نوایی در مثنوی های خمسۀ خود موضوعات سنّتی پیشکسوتان خویش را برگزید، اما این موضوع ها باشیوه و شگردی تازه، با آوردن داستان های بدیع برگرفته از ادبیات شفاهی مردمان تُرک و یا ابداع خود شاعر ترسیم و تصویرگردیده اند. بدین سان، نوایی آثاری کاملاً نوین به وجود آورده است. خمسۀ امیر علی شیر نوایی شامل مثنوی های «حیرة الابرار»، «لیلی و مجنون»، «فرهاد و شیرین»، «سبعۀ سیّار» و «سد اسکندری» می باشد که در مجموع بیش از 27 هزار بیت را احتوا می کند.
خمسۀ نوایی در ادبیات مردمان تُرکی زبان اهمیت بسزایی دارد. چنانکه پس از نوایی برخی از مثنوی های آن مورد توجه شاعران تُرکی گوی قرار گرفته، نظیره هایی نیز بدانها سروده شدند. به رنگ مثال، مولانا محمد فضولی شاعر ذواللسانین سدۀ دهم هجری (وفات در970 ﻫ ق.) که مثنوی «لیلی و مجنون» خود را به زبان تُرکی آذری سروده است، در آن از نوایی با احترام زیاد به مثابۀ استاد بزرگ سخن یاد میکند. استاد و دوست امیر علی شیر نوایی، مولانا نورالدین عبدالرحمان جامی هم به این اثر اهمیت فراوانی قایل بوده است که از قدرت سرایشگر آن، نوایی، در مثنوی «اسکندرنامۀ» «هفت اورنگ» خود چنین توصیف به عمل میآورد:
بـه تـورکی زبـان نـقـشی آمـد عـجـب
کـه جــادو دمــــان را بــــود مــهـرلــب
ز چـــرخ آفــریـن هــا بــرآن کـلــک بـاد
کـه ایـن نـقـش مطبوع از آن کـلـک زاد
بـبـخـشــیــد بــر پــارســی گــوهــران
بــــه نَـــظــــم دری دُر نــــظـــم آوران
کـه گـر بـودی آن هـم بـه نـظـــم دری
نــمــانــدی مـجــال ســخـن گـسـتری
بــه مـــیـزان آن نــظــم معـجــز نـظـام
نــظـامـی کـه بودی و خسرو کــدام ؟
چــو او بـــر زبـــان دگــر نــکــتـه رانــد
خــرد را بــه تــمــییز شــان ره نـمانــد
زهـــــی طــبــع تـو اوســتاد ســـخـن
زمــفـــتاح کـلــکـت گــشاد ســـخـن
ســخـن را کــه از رونــق افــتـاده بـود
بــه کــنـج هـوان رخـت بنـــهـاده بـود
تـــو دادی دگـــر بـــاره ایـــــن آبــروی
کـشیـدی بـه جـولانـگـۀ گـفت و گـوی
صــفـا یـاب از نـــــــور رای تـــو شــــد
«نــوایـــی» ز لـطــف نــوای تـــو شـد
بــریــن نــخــل نـظمــی که پـرورده ام
بــه خـــون دلــــش در بــــــــر آورده ام
نـشــد بــاعـــثـم جــز سـخــندانـی ات
بــه دســتــور دانــش ســـخــنرانـی ات
(1، ص ص911- 1013)
بدینگونه، خمسۀ نوایی در تاریخ ادبیات زبان و لهجه های تُرکی و ادبیات جهان جایگاه ویژۀ خود را دارد ؛ «دیوان فانی» که در برگیرندۀ سروده های نوایی به زبان فارسی دری است، پنجمین دیوان اشعار غنایی او را تشکیل می دهد که شامل قصاید، غزلیات، قطعات، رباعیات و غیره است و مشتمل بر 6000 بیت می باشد (5) ؛ اثر منظوم دیگر امیر علیشیر نوایی به زبان تُرکی مثنوی «لسان الطیر» است که مطابق تذکُّر خود شاعر، ترجمۀ آزاد مثنوی «منطقالطیر» شیخ عطار به زبان تُرکی چغتایی می باشد. مطابق روایات، امیر علی شیر در سنین کودکی به مطالعۀ «منطق الطیر» علاقۀ مفرط داشته و حتّا بسیاری از بخش های آن را از بر داشته است.
از جملۀ آثار منثور علی شیر نوایی به زبان تُرکی «مجالس النفایس» است که در آن راجع به احوال و آثار (459) تن شاعر و اهل ادب که همروزگارش بوده یا اندکی پیشتر از زمان او زیسته اند، به صورت مؤجز ولی بسیار جامع سخن گفته، آنها را معرفی نموده، در مورد آثار شان نظرات نقادانۀ خود را ارایه کرده است ؛
دیگر، «محبوب القلوب» که شاعر آن را به نثر آمیخته با نظم نوشته، اثریست اخلاقی و اجتماعی. در این اثر نوایی در بارۀ اصناف مختلف مردم- شاهان، امرا، وزرا، قضّات، مدرسان، شعرا، اطبا، دهقانان، اهل بازار و امثال آنها بحث میکند و در آخر کتاب هم مطالب سودمند و وجیزه های دلپسند به خامه میسپارد. عبارات آن مصنّع و متکلف بوده، در آن سجع بیشتر به کار رفته است. (6، 71 – 112).
به گونۀ مختصر از آثار دیگر نوایی که به زبان تُرکی اند، قرار ذیل می توان نام برد :
«سراج المسلمین» در باب مسایل فقه، «حدیثالاربعین» که ترجمۀ منظوم چهل حدیث حضرت پیغمبر اسلام (ص) است، «نظم الجواهر» که ترجمۀ منظوم «نثراللآ لی» منسوب به امیرالمؤمنین حضرت علیکرم الله وجهه است، «پنـد نامه» رسالۀ منظوم کوچک، «نسایم المحبّه منشمائم الفتوه»که ترجمۀ «نفحات الانس» مولانا جامی با افزایش احوال خلفا و مشایخ ترکستان در آنست ؛ «محاکمة اللغتین» رساله یی است علمی- زبان شناختی که در آن زبان های فارسی و تُرکی مورد مقایسه و مقابله قرار گرفته، در برخی موارد نویسنده با دلایلی که ارایه می دارد، تفوق زبان تُرکی را بر فارسی به اثبات می رساند ؛ «خمسة المتحیرین» که در باب حیات مولانا جامی و مناسبات شاعر با اوست ؛ «میزان الاوزان» که در واقع عروض تُرکی است. نوایی در آن ضمن تشریح اوزان عروضی با آوردن امثلۀ فراوان از اشعار تُرکی، اوزان ویژۀ شعر تـُرکی چون تویوغ، قوشوق، چنگه، مستزاد و عرض واری را که خاصۀ اشعار تـُرکی است، بدان افزود.
بدین گونه، باید گفت که امیر علی شیر نوایی بیشتر از سی اثر منظوم و منثور که اکثر آنها به زبان تـُرکی چغتایی (اوزبیکی قدیم) است، از خود به میراث گذاشته، جایگاه والای خود را در تاریخ ادبیات احراز نموده است.
در مورد افکار و اندیشه های امیر علی شیر نوایی باید گفت که او طبیعتاً شاعری انسانگرا و نوعپرور بوده، تمام فعالیت های سیاسی، اجتماعی، ادبی و فرهنگی خود را نیز وقف بهبود وضع زندهگی مادی و معنوی مردم کرده است. او غم انسان را میخورد، آن کسی را که از غم انسان ها و خلق اللّه فارغ است، آدمی نمی شمارد:
آدمی اېرسنگ دېمه گیل آدمـی آنی که یۉق خلق غمیدین غمی
امیر علی شیر نوایی خواستار دوستی و همدلی میان انسان ها، رفع کدورت ها و دشمنی هاست. او اهل عالم را مخاطب قرار داده می گوید که دشمنی ورزیدن با همدیگر کاری شایسته برای انسان نیست، با هم دوست و همدل شوید که اصل کار اینست :
عالم اهلی، بیلیـنگیز کیم ایش ایمس دشمن لیغ
یــار اولیــنــگ بیر- بیـرینگیزغه که ایرور یارلیغ ایش!
نوایی مدافع سرسخت حق و عدالت است، باری او آسایش و رفاه جامعه را در موجودیت نظامی عادلانه و حکمران دادگر می داند. این اندیشه را در مثنوی های مختلف «خمسه»، از جمله در «سد اسکندری» ترسیم بدیعی می بخشد.
سجایای پسندیده، اخلاق حمیده انسانی از قبیل فراگیری دانش، جوانمردی، انساندوستی، راستی و راستکاری، نیکی، قناعت، سخاوت، عزت نفس، تمکین و دوراندیشی مسایل حیاتی یی اند که در اشعار نوایی، بخصوص در قطعات و رباعیاتش مورد تأکید و ترغیب قرار می گیرند و بر عکس، خصایل ناستوده چون جهل، نادانی، نابخردی، ظلم و استبداد، حرص و آز، طمع، خیانت، مردم آزاری، عوام فریبی و قباحت های دیگر به نکوهش و مذمت گرفته شده اند.
چنانکه تذکر رفت، امیر علی شیر نوایی پیرو طریقت نقشبندیه در تصوف و عرفان بوده است و از این رو، مسایل بنیادی این طریقت نیز در آثار وی جلوۀ گسترده دارند.
بدین ترتیب، نام نامی و میراث علمی و ادبی ماندگار امیر کبیر نظام الدین میر علی شیر نوایی فانی مایۀ مباهات و افتخار جاودان مردمان تـُرک تبار و همۀ بشریت بوده، گوهر گرانبهای گنجینۀ ادبیات جهانی است و تا جهان باقی است، از سوی همه نسل های بشر مورد تقدیر و ستایش قرار خواهد گرفت. چنین باد !
سرچشمه ها
1- جامی، مولانا نور الدین عبدالرحمان.. هفت اورنگ، به تصحیح آقا مرتضی مدرس گیلانی، چاپ دوم، اورنگ هفتم «خردنامۀ اسکندری»، ناشر : آهورا- مهتاب، چاپ مهارت، تهران، 1387 خورشیدی.
2- خواند میر، غیاث الدین. مکارم الاخلاق، با مقدمه، حواشی، تعلیقات و فهارس عبدالغفار بیانی، چاپ اوّل، کابل، 1360 خورشیدی.
3- شرعی، عبدالحکیم جوزجانی. تأملی در گسترۀ آثار و افکار امیر علی شیر نوایی، مجلۀ «شعر» (ویژۀ افغانستان)، شمارۀ 14 آبان ماه، تهران، 1373 خورشیدی.
4- صدیق، حسین محمد زاده. مقدمه. در کتاب «محاکمة اللغتین» با مقدمه، تصحیح و تحشیۀ دکتر ح. م. صدیق. تبریز، اختر، 1387 خورشیدی.
5- فانی، امیر علی شیر نوایی. دیوان فارسی، به انتخاب و مقدمۀ علی محمدی، دوشنبه، 1993 میلادی.
6- واحدی، دکتور محمد یعقوب جوزجانی. مؤلفات امیر علی شیر نوایی. در کتاب «امیر علی شر نوایی فانی»، کابل : انجمن تاریخ، 1346 خورشیدی.
هـدف مـا منسجم ساختن روشنفـكـران، فرهنگيان و بالخصوص جوانان با استعداد و مردم با احساس افغانستان در زيـر يك سقـف واحد به خاطـر بـلـند بردن سطـح دانـش و رشـد فـرهـنـگ غـنامـنـد كـشور ميباشد.