(بخش دوم)

«خمسۀ» نوایی پنج داستان مستقل «حیرة الابرار»، «فرهاد و شیرین»، «لیلی و مجنون»، «سبعۀ سیار» و «سد اسکندری» را در بر میگیرد و اینک به معرفی مختصر هریک می پردازیم:

حیرة الابرار: این داستان که 3988 بیت را در بر میگیرد، به 64 باب انقسام یافته که از جمله 21 باب آنرا مقدمه، 40 باب آنرا 20 مقالت، و 20 حکایت و بعداً مثَلها تشکیل میدهد و سه باب اخیر خاتمۀ داستان میباشد.

ستون فقرات اثر را مقالتهای بیستگانه تشکیل میدهد که حکایات و مثلها بر آن افزوده می شوند. به عقیدۀ برخی از محققین در حقیقت «حیرة الابرار» داستان خود شاعر متفکر و دانشمند علیشیر نوایی بوده، اندیشه های مختلف او را پیرامون مسائل زندگی و طبیعت بازگو میکند.

مسائلی را که در بابهای گوناگون «حیرة الابرار» مورد بحث قرار گرفته می توان به سه دسته تقسیم نمود:

1-      مسائل فلسفی.

2-      مسائل اجتماعی- سیاسی.

3-      مسائل اخلاقی و آموزشی.

اندیشه های نوایی از وحدة الوجود (پانته ایزم) آب می خورد. دایرۀ بینش فلسفی نوایی را که در مجموع آثارش از جمله در «خمسه» انعکاس می یابد، هستی عینی، ماورای طبیعت، انسان و وجود او، عرفان و تصوف و یک عده مسائل دیگر تشکیل میدهد.

نوایی پدیده های طبیعت و جامعه را بر مبنای بینش فلسفی خود ارزیابی میکند. به انسان عشق می ورزد، به پیشرفت و تکامل اعتقاد دارد و با اندیشه های سترون عصر می ستیزد و با افکار ژرف واقعگرایانۀ خویش در مبارزه علیه بیداد و ستم و برای تأمین عدالت به مثابۀ اندیشمند عصر خود قد می افرازد و در حدود امکانات راه عملی آن را نشان میدهد.

فرهاد و شیرین: تمام داستانهای خمسه از حیث شکل و مضمون یکسان نیستند. هر کدام آنها ویژگی های خود را دارد. اما ادبیات شناسان برای کتاب دوم خمسه یعنی داستان «فرهاد و شیرین» ارزش خاصی قایل شده اند. بنابر آن این داستان در عین حالی که یک پدیدۀ بزرگ نوین در ادبیات کلاسیک تورکی و ادبیات اوزبیکی می باشد، به صفت یک نشیدۀ فضایل عالی و آرمانهای والای انسانی در ادبیات شرق نیز موقعیت بی بدیلی دارد.

نوایی در برابر داستان «خسرو و شیرین» نظامی که در خمسه سرایی جایگاه خاص و تعویض ناپذیری را احراز کرده بود، داستان «فرهاد و شیرین» رابه مثابۀ مظهر تجسم سوژه ها و پرابلمها و نیز ایده ها، کرکترها و سیماهای نوین آفرید.

در «فرهاد و شیرین» نوایی، خسرو قهرمان مرکزی نیست. از نظر او خسرو که در عاشقی بیقرار و در عین حال هوس پیشه، عیاش و خودبین است، شایستگی آن همه ستایش را ندارد. بنابر آن نوایی فرهاد را به حیث قهرمانی که تمام سجایای برجستۀ انسانی را در خود نهفته دارد، در مرکز حوادث داستان قرار میدهد و نام اثر خود را «فرهاد و شیرین» میگذارد.

داستان نوایی با زایش فرهاد آغاز شده و با مرگ او پایان می یابد. اما در «خسرو و شیرین» نظامی، فرهاد ناگهان و طور اتفاقی وارد صحنه می شود و بعد از آنکه نقش محدود خود را به سر می رساند، زندگی را پدرود می گوید و بعد از آن شیرین میماند و ماجرای پر از هوا و هوس خسرو پرویز. اما در «فرهاد و شیرین» فرهاد سیمای تصادفی نیست. بلکه از آوان کودکی در پیوند با واقعیت های زندگی بزرگ می شود. نوایی تمام خطوط زندگی فرهاد را به دقت بیان میکند. او از همان سنین کودکی نسبت به همسالان متمایز است، با ولعی عجیب می آموزد، با اشتغال به تمرینات جسمانی و فنون جنگی آبدیده می شود، با ذکاوت، نیرو و مهارت خویش دیگران را به شگفت اندر می سازد، دانش و هنر می آموزد و آن را با زندگی پیوند میدهد. او انسانی متواضع است. امتیازات شاهی و ثروت بی پایان پدر به خود مصروفش نمی سازد.

روزی در هنگام بازدید از خزانۀ شاهی با صندوق سحر آمیز که «آیینۀ گیتی نما» در آن نگهداری می شود، آشنا میگردد و می خواهد سرنوشت خود را در آن مشاهده کند. خاقان می گوید برای دریافت راز صندوق باید نخست از سرزمین اژدها و اهریمن گذشت و بعد از وصول به یونانستان با سقراط ملاقات کرد و راز آیینۀ گیتی نما را از او به دست آورد. فرهاد برای رسیدن به سرمنزل مقصود سواره به راه می افتد و بعد از قهرمانی های چشمگیر و حیرت انگیز به هدف می رسد. نوایی کارنامه های دلیرانۀ قهرمان محبوب خود را به شیوه ای حماسی می سراید و چه بسا که شهامت فرهاد را در سرکوبی اهریمن به پایۀ رستم دستان میرساند.

عشق صادقانه و صداقت بی پایان از مسائل مهمی است که در تمثال فرهاد پرورده میشود. عشق از نظر فرهاد فضیلتی عالی و ستوده و نیرویی رهنما به سوی خوبی ها و احساس صمیمانه است که به یاری آن میتوان کیفیت زندگی را خوب درک کرد و به ارزش آن پی برد. اما همگان بخصوص اهل جاه و جلال همیشه نمیتوانند ازین احساس عالی برخوردار باشند، چنانچه خسرو پرویز در عین ادعای عشق به شیرین به سرزمین او هجوم می برد و میخواهد با اعمال زور به مقصود دست یابد. کرده های این عاشق زورگو خشم و غضب فرهاد را برمی انگیزد و خطاب به او دعوای عاشق بودنش را به تمسخر میگیرد و با طنز و کنایه ماهیت محبت مبنی بر هوا و هوس او را افشا میکند:

بیراو نی کیم بـیـریـب مـلـکـیـنـی بـربـاد

قیلورسین نازنیـن کـونـگـلـیـنـی نـاشـاد

شکستی غه ستم یـایـیـن قـورورسـین

ایشیـتـدیم عشق لافین هم اورورسـین

بــو بــولـغـای درد عشق آیـیـنـی وه وه

وفـــــــا و مـهـــر شــــرطــــــی الله الله

کیشی عشقیده زار اولماق بو بولغـای!

غـمـیده بـیـقـرار اولـمـاق بـو بـولـغـای!

شاعر در مدخل «فرهاد و شیرین» نظر خود را در مورد چگونگی نگارش داستان به تفصیل بیان میکند و خاطر نشان می سازد که او اثر خود را به شیوه ای متفاوت با آثار اسلاف خود ایجاد خواهد کرد. بررسی داستان نوایی این مطلب را تقویه می نماید که او قدیمی ترین داستانهای مربوط به فرهاد را از نظر گذرانده و حتی منابع تاریخی را هم در رابطه به این مسئله مورد بررسی قرار داده و خواسته آنرا جانی تازه ببخشد.

اگر بخواهیم پیرامون منابع داستان به بحث فحص بپردازیم، تنها مقایسۀ آن با سوژه های مربوط به «خسرو و شیرین» هدف مطلوب را به دست نمی دهد. ساحۀ منابعی که نوایی از آنها سود جسته خیلی وسیع بوده است. بنا به تعبیر خود او زندگی انسان مشحون از حوادث گوناگون بوده، ساحۀ دید و تفکر او محدود است. درین جهان بیکران عرصه هایی که اندیشۀ قلم بدستان در آن گام نگذاشته بسی زیاد و دُرهایی که به رشتۀ نظم کشیده نشده اند، بی شماراند. لذا نوایی قصۀ فرهاد را از دایرۀ تنگ روایات کوچک و داستانهای محدود بیرون کشید و به قول صادر ایرکینوف این قهرمان در گهوارۀ ادبیات شرق پرورده شد و توسط شاعر کبیر اوزبیک علیشیر نوایی به مدارج عالی بلاغت گام نهاد.

هم در داستان نظامی و هم در اثر عارف اردبیلی (شاعر آذربایجانی که داستان ویژه ای دربارۀ فرهاد پرداخته) فرهاد به مثابۀ تمثالی به کمال رسیده طور ناگهانی وارد صحنه می شود و فعالیت او از حدود حوادث مربوط به شناسایی با شیرین و حفر کانال در کوه بی ستون فراتر نمیرود. اما چنانکه گفتیم نوایی با شیوه ای کاملاً متفاوت با این داستانها با تصویر نمودن فرهاد به صفت قهرمان مرکزی اثر خود، برای نخستین بار در ادبیات شرق موفق می شود تمام مراحل زندگی او را به شیوه ای خاص رُمانتیک عاشقانه و آمیخته با حماسه های قهرمانی یکایک بازگو نماید و سیمای کاملی از یک قهرمان بیافریند. بنابر آن به قول محققان دانشمند حییتمیتوف و صادر ایرکینوف فرهاد یکی از آن سیما های کامل ادبیات جهان است که برجسته ترین خصوصیت های انسانی را در خود گرد آورده است. نوایی با استفاده از منابع تاریخی و افسانه های کهن داستان فرهاد را به یک رُمان منظوم و یا رُمان بزرگ شعری مبدل ساخته است.

فرهاد صادقانه به شیرین عشق می ورزد و برخلاف خسرو پرویز سرزمین و مردم او را نیز دوست میدارد، ارمنستان را از هجوم خسرو بیدادگر حمایه میکند. چون دشمن نمی تواند فرهاد را از طریق زور وادار به تسلیم سازد، به حیله و نیرنگ او را به اسارت در می آورد. اما فرهاد در اسارت نیز روحاً زبون نمی گردد و با خردمندی و نیروی اراده، خسرو را مجاب و مواجه به شکست معنوی می سازد.

مقابل شدن فرهاد با خسرو پرویز و گفتگویی که میان آن دو در میگیرد، هم در «خسرو و شیرین» و هم در «فرهاد و شیرین» از صحنه های جالب هر دو داستان است. هر دو شاعر کمال دقت و قدرت شعری و استدلال خود را در این دیالوگ به کار برده و داد سخن داده اند. با این تفاوت که پاسخهای فرهاد به پرسشهای خسرو در اثر نظامی منطقی، طنز آمیز و دارای نوعی نرمش است. اما در اثر نوایی در عین منطقی و طنز آمیز بودن، نیشدار، پرخاشگرانه، طعن آمیز و آشتی ناپذیر است. این دیالوگ در اثر نظامی چنین آغاز می شود:

نخستین بار گفتش کز کجایی؟

بگـفـت از دار مـُـلــک آشنایـی

اما دیالوگ نوایی با شدت و پرخاش آغاز می گردد و ما قسمتی از آن را اقتباس می کنیم:

دیـــدی قــیـدیـن سـن ای مـجـنـون گمراه

دیــدی مـجـنـون وطـنــدیــن قـــــیـده آگـاه

دیــدی کــیـم عشق اوتـیـدین دی فسانـه

دیــدی کـویـمـای کـیشی تـاپـمس نشانـه

دیــدی کـیــم کـویـمـاکینگـنی ایـلا مـعـلوم

دیــدی انــدیــن ایـرور جـاه اهـلـی مـحـروم

دیــدی بــو عشـقـدیــن انـکـار قـیـلـغـیــــل

دیـدی بــو سـوز دیـن استـغـفـار قـیـلـغـیـل

دیــدی کــیـم دلـبـریـنـگــی دی صـفـاتـیــن

دیــدی تـیـل غـیـرتـیــدیـن تــوتـمــام آتــیـن

دیــدی نــوش لـبـیـدیـن تـابـقـای ایــل بـهـر

دیــدی اول نـوشدیـن ایـل قسمـی دور زهر

دیــدی آل گـنــج و عشقـیـن قـوی نـهـانـی

دیـدی تــفــراقـقـه بــیـرمـان کـیـمــیــانـــی

دیدی کیم شه غه بولـمه شـرکـت انـدیـش

دیدی عشق ایچره تینگ دور شاه و درویش

دیـدی کـشور بـیـرای کـیــچ بـو هـوس دیـن

دیـــدی بـیـچــاره کـیــچ بـو مـلـتـمـَس دیـن

دیــدی بـو ایـشدا یــوق سیـنـدین یراق قتل

دیـدی بـو سـوزلاریـنـگ دیـن یخشیراق قتل

فرهاد دور از سرزمین خویش در دام نیرنگ و فریب دشمن هلاک می شود، اما در دقایق آخر زندگی نیز به پیروزی عدالت اطمینان دارد. در لحظات واپسین حیات مونولوگ او که در شرایط غربت، پدر و مادر و یار و دیار خویش را به خاطر می آورد، خیلی درد انگیز است. درست در دقایقی که او زندگی را پدرود میگوید، دوستانش بهرام و شاهپور میرسند، نوحه و فغان بهرام که جسد او را در آغوش دارد، دل سنگ را هم آب میکند، او ضمن نوحه سرایی میگوید: زبانم بریده باد، اگر این طور احوالت را بپرسم، چشمانم کور شود که ترا درین حال ببینم.

بعداً بهرام و شاهپور، سپاه شیرویه پسر خسرو پرویز را تار و مار می سازند و صلح و عدالت را در ارمنستان استقرار می بخشند.

لیلی و مجنون: مثنوی «لیلی و مجنون» با 3622 بیت سومین داستان «خمسه» را تشکیل میدهد. نتن ملله یف مؤلف جلد اول «اوزبیک ادبیاتی تاریخی» این اثر نوایی را در تکامل تراژدی لیلی و مجنون پدیده ای جدید و مهم می داند.

نوایی با آثاری که قبل از او درین موضوع پرداخته شده بود، از نزدیک آشنایی داشت. او درعین رعایت سنت پذیرفته شده در سرایش این داستان و استفاده خلاقانه از آن، می بایستی نیازمندیهای عصر و زمان خویش را نیز در آن انعکاس میداد. چنانچه خود در خاتمۀ داستان اشاراتی بدین نکته دارد.

نوایی مقاومت شکست ناپذیر دو دلداده یعنی لیلی و مجنون را در برابر عرف و عادات نکوهیدۀ زمان می ستاید و ضمن تصویر استادانۀ سرنوشت درد انگیز آنان، همه را به دفاع از حقوق انسان و حمایت از عشق و محبت راستین و در عین حال به تلاش برای تأمین سعادت خانواده ها فرا میخواند.

نوایی می کوشد با تکمیل جنبه های حیاتی داستان، سوگنامۀ لیلی و مجنون را ژرفتر و دقیقتر بسازد و برای این منظور در سوژه، تورکیب داستان و کرکتر اشخاص آن تغییراتی وارد می آورد.

نوایی می گوید از سرایش لیلی و مجنون دو هدف داشته است:

نخست اینکه می خواسته در قالب افسانه مضمون زندگی عصر خویش را بسراید و مشکلاتی را که دامنگیر زنان و خانواده هاست، برجسته بسازد و از عواقب برخورد های تنگ نظرانۀ تعصب آمیز نسبت به سرنوشت انسان، سرنوشت عشق و محبت صادقانه، هم نوعان را بر حذر دارد.

دو دیگر اینکه برای نخستین بار این غمنامه را به زبان تورکی بسراید تا عموم تورکی زبانان از آن مستفید شوند. او میگوید: چون داستان به فارسی سروده شده و نکته هایی که با ذوق و روحیۀ تُرکان سازگاری داشته باشد، در آن کمتر وجود داشت، من این افسانه را به زبان تورکی آغاز کرده با رعایت ذوق تُرکانه، آن را به پایان رساندم. چون این اثر شهرت جهانی پیدا کند، خلق تُرک نیز از آن بهره مند گردند:

چـون فارسی ایـردی نکته شوقی

آزراق ایــــدی انــده تــرک ذوقــی

مـیـن تـورکـچـه بـاشـلابـان روایـت

قیلدیـم بـو فـسانـه نــی حـکـایـت

کیم شهرتی چون جهانغه تولـغای

تورک ایلی غه داغی بهره بولـغای

البته معلوم است که هماهنگ سازی یک تراژیدی عاشقانه با ذوق و روان و روحیۀ یک ملت مستلزم چه قدر نو آفرینی و ایجاد خلاقانه میباشد.

سبعۀ سیار: ماجرای عشقی «سبعۀ سیار» که نوایی آنرا در پاسخ «هفت پیکر» نظامی و «هشت بهشت» امیر خسرو دهلوی سروده است، چهارمین داستان «خمسه» را تشکیل میدهد.

«سبعۀ سیار» که مشتمل بر پنج هزار (5000) بیت است و نوایی آنرا در مدت چهار ماه به رشتۀ نظم کشیده، با تورکیب و ساختمان داستانی خود نسبت به سایر داستانهای خمسه تفاوت اساسی دارد. این اثر همانند داستانهای فولکلوری به شیوۀ روایت داستان در داخل داستان آورده شده. داستان اساسی عبارت از ماجرای عاشقانۀ بهرام و دلارام دختری زیبا و هنرمند است. بعداً بهرام در بند هوا و هوس اسیر می شود و نسبت به سرنوشت کشور بی تفاوت باقی میماند و سرانجام هنگام شکار در کام مغاره ای فرو میرود و نابود می شود.

به عقیدۀ نوایی کرکتر بهرام در داستانهای نظامی و خسرو دهلوی از «مایۀ درد» و «سوز عشق» تهی است. برپا داشتن هفت قصر برای عیش و نوش و وصلت با دختران هفت پادشاه برای افسانه شنیدن از آنان، بهرام را به سرحد یک سلطان عشرت پرست و عاری از عنصر عشق واقعی تنزل میدهد. کرکتری با این همه نارسایی ها شایستۀ توصیف و سنایش نمی باشد. نوایی میگوید:

...کیم مونینگدیک ایکی وحید زمان

هــر بـیـر اوز وقـتـیــده فـــریـد زمان

بـویـلـه نـادان اوچـون یـازیب اوصاف

انـگا قــیـلـغَــی لــر اوزلـریــن وصاف

مــدحـیـنـی بـی حساب یـازغی لر

بــلـکـه مــوزون کــتـاب یــازغــی لر

ترجمه: ...مانند این دو وحید زمان که هر یک سرآمد اقران عصر خود بودند، چون ستایشگران به توصیف و تمجید بی شمار شخص نادانی چون او (بهرام) برخیزند و ستایشنامه هایی موزون در مدح او بنویسند.

نوایی در «سبعۀ سیار»، این دو نقیصه را برطرف می سازد. به بهرام «مایۀ درد» و «سوز عشق» میبخشد. او که سخت دلدادۀ دلارام است، روزی در اوج غرور و خودخواهی شاهانه بر او خشم می گیرد و در بیابانی بیکران آواره اش می سازد، اما به زودی از کردۀ خود پشیمان شده در برابر عذاب هجران تاب و مقاومت از دست میدهد.

اعیان سلطنت به مشورۀ حکما هفت قصر برپا میدارند و دختران هفت پادشاه را برای وصلت بهرام فرا می خوانند، مگر این تدابیر سودی نمی بخشد. بعداً برای آرامش خاطر او هفت جهانگرد مسافر را پیدا میکنند تا از آنچه دیده و شنیده اند قصه بگویند. بهرام در جریان قصه پردازی آنان به محل زندگی دلارام پی می برد و بار دیگر به وصال او میرسد.

بدین ترتیب نوایی سرگذشت بهرام را به مثابۀ حادثۀ مرکزی داستان با پرابلم عشق پیوند میدهد و سیما های جدیدی چون مانی و سوداگر چین می آفریند و با اتکا به ادبیات شفاهی مردم هفت داستان جدید ایجاد می کند و بدین سان ارزش بدیعی و آرمانی داستان و اهمیت حیاتی آنرا بلند می برد.

سد اسکندری: این اثر حماسی که آخرین داستان «خمسه» میباشد و 7215 بیت را در بر میگیرد، آیینۀ تمام نمای اندیشه های اجتماعی و سیاسی نوایی به شمار میرود و شاعر آنرا در ماه جمادی الثانی 889 هـ ق (ماه جون 1484م) در مدت چهار ماه تکمیل نموده است.

تلاش به خاطر ایجاد دولت متمرکز در تحت قیادت پادشاهی عادل آرمان اساسی داستان را تشکیل میدهد.

نوایی در داستان سیمای پادشاهی دادگر را می آفریند و با استفاده از آن نظریات اجتماعی سیاسی و ایدآل های خود را تجسم می بخشد.

قهرمان اصلی داستان نوایی، اسکندر مقدونی- این شخصیت تاریخی نیست. این قهرمان، صرف نظر از برخی شباهت ها (نام، زادگاه و برخی یورشها) با این شخصیت یونانی، به مثابۀ سیمای خیالی رومانتیک پادشاه ایدآل در نزد نوایی عرض وجود میکند. اسکندر به صفت مبارز راه عدالت و حامی دانش و معرفت به کمال میرسد و کاخ عدالت را بر پا میدارد و اسباب رفاه و آرامش مردم را فراهم می آورد. او با بستن راه خروج یأجوج و مأجوج، اهالی یک کشور را از شر آنها نجات می بخشد و حتی با مشوره دادن به دانشمندان در ابداعات علمی نیز سهم میگیرد.

نوایی اسکندر را به صفت پادشاهی دانشور و دادگر تصویر میکند و ازین نقطۀ نظر داستان او با آثار پیش کسوتانش متفاوت است. همچنان او تمثال اسکندر را به صفت یک شخص قبلاً به کمال رسیده به میدان نمی کشد، بلکه او را قدم به قدم از مراحل مختلف حیات می گذراند و رشد میدهد. ازین لحاظ اسکندر نوایی با اسکندر امیر خسرو دهلوی از ریشه تفاوت دارد و به قهرمان نظامی نزدیکتر به نظر میرسد.

نوایی آرزوی پادشاهی را در سر می پرورانید که تمام زندگی و فعالیت خود را وقف سعادت انسان نماید.  او با ایجاد سیمای اسکندر و کارنامه های عبرت انگیز او، شاهان و شهزادگان زمان خود را به عدالت و انصاف فراخواند.

چون نوایی با ختم داستان «سد اسکندری» از کار ایجاد «خمسه» فراغت می یابد، می خواهد آنرا برای ارزیابی نزد دوست و مرشد خود عبدالرحمان جامی ببرد. در عرض راه او با خود می اندیشد: نظامی که استاد سخن و مخترع خمسه است مدت نیم قرن (یعنی 15 سال در قرن نهم هجری سی سال را یک قرن محاسبه میکردند) از مردم کناره گرفت تا توانست کلید این گنج ها را به دست آورد و مدتی را نیز وقف تکمیل و اصلاح آن ساخت و بعد از یک قرن (30 سال) توانست این اعجوبۀ دلپذیر را به مردم عرضه نماید.

خسرو آن تُرک هندی لقب نیز با آنکه افسانه را اختصار بخشید، مدت مدیدی را وقف سرایش خمسه ساخت. تو که از صبح تا شام مصروف قیل و قالی و لحظه ای هم از دعوا و غوغای مردم آسوده نیستی، در مدتی نزدیک به دو سال توانستی این نامه را به پایان برسانی. هرگاه عقل محاسب زمانی را که در طی آن این خمسه سروده شده دقیقاً محاسبه نماید، از شش ماه تجاوز نخواهد کرد. از جانب دیگر دشواری کار تو درین بود که همه را با الفاظ تورکی سرودی و این کار ساده ای نبود.

نوایی با این تصورات نزد جامی میرسد و کتاب خود را به او تقدیم می کند. جامی کتاب را از نظر می گذراند و سوالاتی از نوایی به عمل می آورد، او را شادباش می گوید و در حالی که با یک دست کتاب را ورق میزند، دست دیگر خود را بر دوش نوایی می گذارد. نوایی را درین موقع خلسه یی فرا میگیرد و در رویایی شیرین، خود را در باغی پر از سبزه و گل می یابد. جمعی در گوشۀ باغ نشسته اند. یکی از آنان نزدیک می آید و او را به طرف جمعیت می برد. او حسن دهلوی شاگرد امیر خسرو می باشد.

در صدر مجلس نظامی و در کنار او امیر خسرو دهلوی و جامی و بعداً خاقانی، فردوسی، سعدی، حافظ، سنایی، انوری و عنصری نشسته اند.

جامی و امیر خسرو نوایی را به نظامی و حاضرین معرفی میکنند. نظامی او را دستور نشستن میدهد و ضمن تقدیر از قدرت غزلسرایی او، دست آوردش را در عرصۀ مثنوی یعنی خمسه نیز می ستاید و می گوید: چون تو پیوسته از معنویت ما استمداد کرده و راه نیاز در پیش گرفتی، ما نیز به یاری تو شتافتیم. ورنه چگونه ممکن بود این پنج گنج غیر قابل تصرف را به دست آوری و در مدتی کمتر از دو سال به سرودن «خمسه» موفق شوی.

خداوند بر نعمت دولت شاه غازی (یعنی سلطان حسین میرزا بایقرا) این چاره ساز مردم بیفزاید که در زمان او شاعری چون تو ظهور کرده که کارت به کار آدمیزاد نمی ماند (یعنی بالاتر توان انسانهای عادی است).

بدین شکل مثنوی «خمسه» این شاهکار بزرگ علیشیر نوایی که بر اساس محاسبۀ دقیق نوایی شناس معروف اوزبیک پارسا شمسی یف 25615 بیت را در بر می گیرد، چون ستاره ای درخشان در آسمان ادبیات کلاسیک اوزبیک طلوع میکند و تا کنون که بیش از 500 سال از آفرینش آن می گذرد، چون برلیانی پر تشعشع بر تارک ادبیات کلاسیک تورکی می درخشد و چون منبعی فنا ناپذیر به شاعران و ادب دوستان نور الهام و امید می پاشد. ازین رو نخستین نشر این گنجینۀ معانی از جانب اکادمی علوم جمهوری افغانستان به مناسبت 550 مین سالگرد امیر علیشیر نوایی درجهت شناساندن سیمای این ابر مرد عرصۀ دانش، هنر و سیاست در قرن پانزدهم کشور و معرفی اندیشه های والای انسانی و ماندگار او، گامی بزرگ محسوب می شود که در خور تقدیر و ستایش فراوان است.

در معرفی علیشیر نوایی و آثارش به خصوص «خمسۀ» او در کشور های مختلف از جمله اوزبیکستان، روسیه، تاجیکستان، تورکیه و ایران کار های علمی تحقیقی وسیعی صورت گرفته، کتب، رسالات و مقالات بی شماری نوشته و نشر شده است. از جملۀ دانشمندانی که درین زمینه به پژوهش های علمی پرداخته اند باید از پارسا شمسی یف، حمید سلیمان، عزیز قیوموف، واحد زاهدوف، بارتولد، بیرتلس، پروفیسور حییت میتوف، نتن ملله یف، صادر ایرکینوف، آگاه سری لوند، فواد کوپرولو زاده، علی اصغر حکمت و دوکتور رکن الدین همایون فرخ به قدردانی یاد کرد و خاطر نشان ساخت که ما در نوشتن این مقاله در جملۀ سایر منابع از تحقیقات آنان نیز استفاده کرده ایم.

منابعی که درنوشتن این مقاله مورد استفادۀ مؤلف بوده است:

1.      علیشیر نوایی، خمسه، چاپ سنگی تاشکند، مطبعۀ پورسوف، سال 1901.

2.      علیشیر نوایی، محاکمة اللغتین، ترجمه و مقدمۀ تورخان گنجه یی به زبان فارسی، تهران،1327.

3.      علیشیر نوایی، محاکمة اللغتین متن اوزبیکی به اهتمام دکتر محمد یعقوب واحدی، انتشارات اکادمی علوم افغانستان، کابل،1363.

4.      دیوان امیر نظام الدین علیشیر نوایی «فانی» به سعی و اهتمام و مقدمۀ دوکتور رکن الدین همایون فرخ، تهران، 1342.

5.      نظامی گنجوی، خمسه، به کوشش محسن رمضانی، تهران،162.

6.      نتن ملله یف، اوزبیک ادبیاتی تاریخی، جلد اول، نشریات اوقیتوچی، تاشکند، 1965.

7.      دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعرا، تهران، 1338.

8.      تاشپولات احمدوف، جاذبۀ کرکتر قهرمانان خمسه، به زبان اوزبیکی، (مجموعۀ مقالات)، تاشکند، 1986.

9.      نوایی در خاطرات معاصرانش، یادداشت ها و نظریات مورخان و تذکره نویسان معاصر نوایی دربارۀ احوال و آثار او، ترجمه از متون دری به اوزبیکی، تاشکند،...

10.  نوایی و مسائل تأثیر ادبی (مجموعۀ مقالات) به زبان اوزبیکی، تاشکند، 1986.

11.  پارسا شمسی یف، اوزبیک متن شناسلیگی گه عاید تدقیقاتلر، تاشکند، 1986.

12.  عبدالرحمن جامی، مثنوی هفت اورنگ، به تصحیح و مقدمۀ مرتضی مدرس گیلانی، تهران،...

13.  مظفر خیرالله یف، اویغانیش دوری و شرق متفکری (رنسانس و متفکر شرق)، پیرامون آثار و آراء ابونصر فارابی، تاشکند، 1971.

14.  عبدالحی حبیبی، هنر عهد تیموریان، از انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تهران، 1355.

15.  نتن ملله یف، شاعر و متفکر بزرگ، نشر «فن»، تاشکند، 1968.

16.  ابراهیم مومنوف، نقش و اهمیت امیر تیمور در تاریخ آسیای میانه، آثار منتخب به زبان اوزبیکی، جلد 1 و 2، تاشکند، سالهای 1968 و 1970.

17.  شمس الدین سامی، قاموس الاعلام به زبان تورکی، جلد 4، استنبول، 1311هـ ش.

18.  آگاه سری لوند، علیشیر نوایی، خمسه جلد 3، انقره، 1967.

19.  ظهیر الدین محمد بابر، بابرنامه، به زبان اوزبیکی، تاشکند، 2002.

20.  عزت سلطانوف، نوایی قلب دفتری، مجموعۀ آثار، جلد 3، به زبان اوزبیکی، تاشکند، 1972.

21.  ادوارد براون، تاریخ ادبیات ایران، جلد سوم، ترجمه و تعلیق علی اصغر حکمت به نام «از سعدی تا جامی»، چاپ تهران.

دوکتور علوم پروفیسور عبدالحکیم شرعی جوزجانی

   برای ارتباط به بخش اول این مقاله اینجا را کلیک نمایید!